یواشکی های گوشه ذهنم
19 آبان 1403
به قلم خودم دست که میگذارم روی یواشکی های گوشه ی ذهنم قلبم از بوی عشق به شما معطر می شود. مدام برایشان از شما می گویم تا بلکه کمی از شیطنت شان کمتر شود و بگذارند ذهنم هوای تازه بخورد. اینکه بی قرارتان باشم یعنی زنده ام. نمیدانم دوست دارم کمی به ذهنم… بیشتر »
نظر دهید »
رد چشمهایت
19 آبان 1403
بگذارباران ببارد دلم دوباره بگیرد! تمام سقف آرزوهایم را شمعدانی می کارم و رد چشمهایت را درون عاشقانه هایم آرزو میکنم من هنوز هم کنار دلتنگی های غروب مابین شرم سرخ آسمان با دیدار ماه منتظرت هستم و سیب سرخ یادگاریت را درون قلبم زندگی میکنم بیشتر »