تو ای بزرگترین ستاره ام طلوع کن
27 تیر 1399
#به قلم خودم #پرنیا یادم می آید قدیمترها، آن زمانی که بچه بودیم در خانه اکثر اهالی روستا تخت های چوبی بود که شبهای تابستان که گرمای هوا همه را کلافه میکرد روی آن میخوابیدند. اول غروب مادرها تشک و بالش های اهالی خانه را روی آن پهن میکردند تا خنکای هوای… بیشتر »
3 نظر