تسنیم

اینجا من با همه ی وجودم عشق را زندگی می کنم
 خانه
مادرانگی
ارسال شده در 6 آبان 1405 توسط تسنیم در بدون موضوع

مادرانگی

دیشب دلم تا پشت در خانه‌ی مولا رفت، تا غربت حضرت پدر. تا در نیمه سوخته. تا بازوی ورم کرده. قرار بود یادواره شهدا باشد اما مگر می‌شد از شهید گفت و مادر را خبر نکرد؟ اسم شهید گمنام با نام مادر، با فاطمیه در هم آمیخته است.

همان اول نمایش، آتش که روشن شد دلم تمام کوچه‌های مدینه را تا خانه مولا گریست. درکه آتش گرفت، شد شروع غربت پدرانه مولایم علی علیه السلام.

من تمام کوچه پس کوچه‌های مدینه را همراه روضه تحیر زینب وقتی دستان پدر را بسته بودند و مادر راسیلی می‌زدند، قدم زدم. تمام کوچه‌های مدینه را روضه خواندم. تابوت حضرت مادر را که حمل می‌کردند دلم به دنبال غربت امام مجتبی تا بقیع رفت. فاطمیه برای ما بچه شیعه‌ها آغاز غربت و تنهایی مولایمان علی است.

دست در دست غریبانه‌های مولا همراه با شهید گمنام از مدینه تا دل آشوب‌های حاج حسین خرازی اشک‌هایم را ریسه کردم. رسیدم به روضه های مادر شهید تورجی‌زاده وقتی کار جبهه سخت شده بود. رسیدم به توسل حاج قاسم وقتی کار جبهه‌ گره می‌خورد.

ما تمام تاریخ را با مادرانگی‌هایتان زندگی کرده‌ایم. فاطمیه شروع توسلات‌مان در خانه‌ی پدر و مادرمان است.


پرنیا🍃

نظر دهید »
روضه مادر
ارسال شده در 5 آبان 1405 توسط تسنیم در بدون موضوع

 

این روزها هر چه حواس دلم را پرت میکنم
دوباره با اشک رو به سوی شما میکند
این بی قراری ها، گوشه ی دنج دلم را دوباره معطر میکند
قصه ی من و فاطمیه ها هنوز هم ادامه دارد…
دستِ دلم را میگیرم و روانه اش میکنم پشت تاریکی های بقیع
معجر خاکی
روضه ی مادر…
تمام تاریکی های بقیع را قدم میزنم
غریبی از سر و روی اش میبارد.
سلام میدهم و قلبم آرام،آرام نورانی میشود.
و من مدام زیر گوش غربت بقیع زمزمه
می کنم…
مادرجان!
گوشه ی چادرتان را، از سر دلم برندارید.

 

تمام متن های وبلاگ نوشته خودم است

نظر دهید »
نه فقط برای خودم
ارسال شده در 27 مهر 1405 توسط تسنیم در بدون موضوع

خادمی یک بارگاه نورانی


نشستم از آرزوهایم بنویسم. از آرزوهایی که دوست داشتم زودتر برآورده شود. راستش خیلی فکر کردم، چیز دست و پا گیری پیدا نکردم. شاید الان اگر بگویند آرزویت چیست؟ می‌گویم دلم می‌خواهد وسط حرم زندگی کنم. دلم برای خادمی یک بارگاه نورانی غنج می‌رود. اما از گذشته چیزی یادم نمی‌آید. نه اینکه خواسته‌ای نبوده باشد ولی به حد آرزو نرسیده است.

شاید معنای آرزو را نمی‌دانم. فقط یادم هست همیشه دلم می‌خواست در دنیای خودم زندگی کنم. یک دنیایی که با دنیای آدم‌های عادی متفاوت باشد. بخاطر همین همیشه در دنیای قصه‌ها بودم. هر وقت کتابی می‌خواندم خودم را جای قهرمانش، بین صفحات کتاب جا می‌کردم. هر شخصیتی که به دنیایم نزدیک‌تر بود، مهمان همیشگی من و آرزوهایم می‌شد.
لابه لای کلمات و صفحات کتاب‌ها می‌گشتم تا در دنیایی که متفاوت از دنیای آدم‌ها باشد زندگی کنم. علاقه‌ام به کتابخوانی هم از همین سرچشمه می‌گیرد.

آرزو بود یا هر چیزی، هنوز هم همراهم است. فقط انگار بزرگ‌تر شده است. تغییر کرده است. کتاب‌ها تغییر کرده است. آرزو بزرگ شده است، پخته شده است. حالا دنبال دنیای متفاوت نیستم. دنبال شخصیت‌هایی هستم که خودشان دنیا را تغییر می‌دهند. دنبال تغییر دنیا نه فقط برای خودم برای همه‌ی آدم‌ها. آرزوی یک دنیای بهتر برای همه.

۹مهرماه ۱۴۰۵

نظر دهید »
درس خواندن
ارسال شده در 19 مهر 1405 توسط تسنیم در بدون موضوع

همیشه عاشق درس خوندن بودم. برخلاف خیلی از همکلاسی هایم که به زور درس می خوانند و از درس و مدرسه متنفر بودند من با شوق وارد مدرسه می شدم و در س خواندن را خیلی دوست داشتم.
در یک برهه از زندگی برخوردم به حوزه. خیلی اتفاقی وارد حوزه شدم. ولی همیشه با خودم می گویم ای کاش زودتر با حوزه آشنا شده بود. کاش زودتر وارد حوزه می شدم. کاش درس خواندنم را در یک مرحله از زندگی رها نکرده بودم.

5 نظر »
شوق دیدارت
ارسال شده در 18 مهر 1405 توسط تسنیم در بدون موضوع

یادم هست، اولین باران پاییزی، کنار شرم سرخ اطلسی ها، نگاهت را قاب گرفتم
و دستانم را در انتظار به آغوش کشیدنت
نذر اقاقی های پشت پنجره کردم
دلم میخواست
پاییز باشد
تو باشی
نگاهم خیس شود از شوق دیدارت
دلم میخواست
باران ببارد و تو هی درگوشی قربان صدقه ام بروی و هی بگویی:« جانم، لباس گرم بپوش. هوای پاییز را که می دانی، تکلیفش با خودش هم مشخص نیست. تو ولی مواظب خودت باش».
بعد هی وسط روزهایی که حسرت داشتنت را دارم سرک بکشی و بگویی:« من این سالها را به امید با تو بودن زنده مانده ام».
یادت هست قرار گذاشته بودیم
زیر چتر دونفره نارون ها، ساعت ها قدم بزنیم.
دلم می خواهد
پاییز باشد
تو باشی
نگاهم خیس شود از شوق دیدارت

2 نظر »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12

آخرین مطالب

  • مادرانگی
  • روضه مادر
  • نه فقط برای خودم
  • درس خواندن
  • شوق دیدارت
  • برگ های تازه انار
  • دامن چین دار
  • امام زمان
  • همه ی دنیایم شد عشق
  • هدیه تولد

آخرین نظرات

  • تسنیم  
    • تسنیم
    در درس خواندن
  • السلام علیک یا امیرالمومنین  
    • غزلهای عاشقی
    • راهیان نجف اشرف
    • سایدا
    در درس خواندن
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در درس خواندن
  • مریم نوری در درس خواندن
  • زفاک  
    • تا بهشت...
    • غَیث
    در درس خواندن
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در شوق دیدارت
  • مریم قپانوری  
    • رهروان عشق
    در شوق دیدارت
  • نوری در امام زمان
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در رد چشمهایت
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در هدیه تولد
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در رد چشمهایت
  • میم^_^نون  
    • فدانا
    در همه ی دنیایم شد عشق
  • مریم نوری در رد چشمهایت
  • السلام علیک یا امیرالمومنین  
    • غزلهای عاشقی
    • راهیان نجف اشرف
    • سایدا
    در هدیه تولد
  • السلام علیک یا امیرالمومنین  
    • غزلهای عاشقی
    • راهیان نجف اشرف
    • سایدا
    در رد چشمهایت
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در قصه ی دلتنگی
  • السلام علیک یا امیرالمومنین  
    • غزلهای عاشقی
    • راهیان نجف اشرف
    • سایدا
    در قصه ی دلتنگی
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در دل روی دل برایت حرم میسازیم
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در به نیت فرج مولا
  • ... در به نیت فرج مولا
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

تسنیم

همه ی مطالب به قلم خودم هست. من عاشق نوشتن هستم. یک زن که عاشق زنانگی و زندگی است. این متن ها از دل یک عشق بزرگ سرازیر شده اند.

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

پیوندهای وبلاگ

  • بخوان با ما
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان