گاهی حیاط خلوت دلت را آب و جارو میکنی. مینشینی کنار گل یاسی که دست به دامن دیوار شده است تا زمین نخورد، خیره میشوی به شمعدانیهای لب حوض. سکوت همه جا را گرفته است و تو این سکوت را دوست داری. بوی چای بابونه عصرگاهی سر ذوقت میآورد. دست میبری و شاخه… بیشتر »

آخرین نظرات