تسنیم

اینجا من با همه ی وجودم عشق را زندگی می کنم
 خانه
انکرالاصوات
ارسال شده در 13 خرداد 1399 توسط تسنیم در بدون موضوع

خروسکی بازیگوش چند روزی است درون گلویمان لانه گزیده و صدایمان را خفه کرده انگار از ته چاه می آید.
جورری شده که دیگر وقتی موقع خواب می خواهم برای پسر دوساله ام لالایی بخوانم بیچاره با چشمانی شگفت زده به صورتم زل میزند و احتمالا با خود میگوید یعنی این انکرالاصوات، مادر ماست او که اینجوری نبود.
نمیدانم دلیلش چیست اما هر چه هست باعث شده چند روزی مواظب صدایم باشم و با احتیاط سخن بگویم مبادا فشاری به گلوی مبارک وارد شود.
با خود می اندیشم قبل از اینکه این خروسک مهمان خانه گلویم شود چقدر مواظب حرف زدنم و در واقع زبانم بوده ام.
چقدر در آموزه های دینی ما به کنترل زبان سفارش شده است.
یاد حدیثی از امام علی افتادم با این مضمون که زبان خود را زندانی کنید قبل از آنکه او شما را زندانی کند.

*قولوا للناس حسنا*

چه گناهان فراوانی که سرمنشا آنها همین زبان و سخن گفتن است.
مبادا با این زبانمان دلی را رنجیده باشیم که آنوقت دیگر حق الناس است و حسابمان با کرام الکاتبین.
پس خروسک جان فعلا باش تا دلمان و زبانمان چند روزی روی آرامش را با هم، زیرسایه مساعدت ببینند.

6 نظر »
زیر نگاه یواشکی بهارنارنج ها
ارسال شده در 12 خرداد 1399 توسط تسنیم در بدون موضوع

به قلم خودم

بگذار! تا بهار بهشتت را در آغوش میفشارد کنار باغچه اردیبهشت زیر خنکای درخت توت دوباره عاشق شویم بگذار! پرسه عاشقانه مان برای همیشه در خاطره ی سبز این روزها جوانه زند آنگاه! برای هر دویمان نیمکتی می گذارم از جنس بابونه و ریحان و چای عصرانه بهاریمان را با گرمای دستان اردیبهشت جرعه جرعه زیر نگاه های یواشکی بهارنارنج ها سر می کشیم و این روزها برای همیشه در قلبمان حک میشود

6 نظر »
عمریست دخیلم به ضریحی که ندارید
ارسال شده در 11 خرداد 1399 توسط تسنیم در بدون موضوع

اجازه نزدیک شدن به آنجا را نداری. از همان دورادور تا چشم کار میکند تاریکی است. و مظلومیت به بلندای تمامی تاریخ. از دور که نگاه میکنی نا خودآگاه اول به دنبال نشانی از حضرت مادر هستی. و بیت الاحزان. بعد از ناامیدی از این همه ناپیدایی، به دنبال فرزندان. شجره طیبه. اینجا بین این همه تاریکی، دیدن انوار پر ز نورانیت و قداست چشم بصیرت میخواهد و پای در طریق دل گذاشتن. نام ائمه بقیع را که میشنوی یاد غربت و مظلومیت *امام مجتبی* قلبت را آتش میزند. کجا میتوان باور داشت در خانه بودن و غریب بودن را. *محبت امام مجتبی پیچیده شده است میان قلبهایی که بدون وقفه به عشق امام حسین چهل روز را سیاه برافراشتند*. *من حسینی شده دست امام حسنم* دستمال برداشته ام و تند تند تاریکی های درون را دستمال می کشم تا شاید آنچه از غم بردلم سنگینی می کند را بزدایم. آنگاه پای دل را بر می دارم و خود را پشت حصارهای بقیع می رسانم، هیهات از این همه غربت و مظلومیت. *السلام علیک یا ابامحمد یا امام حسن مجتبی* دست در دست آن همه خاموشی و سکوت بقیع را قدم می زنم. کاش ضریحی بود و دخیلی می بستم. *عمریست دخیلم به ضریحی که ندارید* پ ن. «دینی بود بر گردنم آقا، ادا نشد ولی قدری از سنگینی  را زدود هر چند اندک».

4 نظر »
دردونه حسن کبابی
ارسال شده در 10 خرداد 1399 توسط تسنیم در بدون موضوع

#به_قلم_خودم

#پرنیا

عشق بین من و پدرم در خانواده زبانزد بود تا جایی که بعضی ها لقب عزیز دردونه حسن کبابی را به من داده بودند.
این دلدادگی به حدی بود که تمام تلاشم را میکردم که نکند کاری کنم که پدرم ناراحت شود.
اما بچگی بود و هزار شیطنت.
اما هر وقت کار اشتباهی انجام میدادم تنها تنبیه پدرم این بود که تا مدتها نه نگاهم میکرد و نه حرفی میزد.
هیچگاه نمیپرسید چرا اینکار را انجام دادی؟
و این سخت ترین تنبیه بود برای من.
اگر گاهی هم قرار بود توجیهی کنم میگفت:هیس، چیزی نگو.

و چه سخت است معبودم وقتی گناهانم را ببینی و آنگاه*لاتکلمون*
چه سخت است و غیر قابل تحمل.
قال اخسئوا فیها و لا تکلمون «آیه108/سوره المؤمنون»
و چه عذابی میتواند دردناکتر از این باشد.

پ ن: هر وقت خواستی گناهی انجام دهی با خود بیاندیش اگر کسی که عاشقش هستی و او را میپرستی از تو بخواهد با او سخن نگویی چه حالی خواهی شد.
الهی و ربی من لی غیرک

پ ن: البته دردونه حسن کبابی به بچه های لوس و پرتوجه گفته میشه ولی اعتراف کنم اصلا لوس نبودماا.

4 نظر »
شگفتانه
ارسال شده در 9 خرداد 1399 توسط تسنیم در بدون موضوع

دلم برای غنچه ها!
همرنگ واژگونی لاله
میسوزد
زرد
نارنجی
قرمز
وقتی دست خزان زده پاییز
قلبهایشان را
غمگین
نقاشی میکند
و شبنم
صورتهایشان را
نوازش
چه تازگی شگفتانه است باران!
انگار امید غنچه های نوشکفته به اوست

4 نظر »
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • ...
  • 7
  • ...
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12

آخرین مطالب

  • نه فقط برای خودم
  • درس خواندن
  • شوق دیدارت
  • برگ های تازه انار
  • دامن چین دار
  • امام زمان
  • همه ی دنیایم شد عشق
  • هدیه تولد
  • سکوت
  • دغدغه ی این روزها

آخرین نظرات

  • تسنیم  
    • تسنیم
    در درس خواندن
  • السلام علیک یا امیرالمومنین  
    • غزلهای عاشقی
    • راهیان نجف اشرف
    • سایدا
    در درس خواندن
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در درس خواندن
  • مریم نوری در درس خواندن
  • زفاک  
    • تا بهشت...
    • غَیث
    در درس خواندن
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در شوق دیدارت
  • مریم قپانوری  
    • رهروان عشق
    در شوق دیدارت
  • نوری در امام زمان
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در رد چشمهایت
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در هدیه تولد
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در رد چشمهایت
  • میم^_^نون  
    • فدانا
    در همه ی دنیایم شد عشق
  • مریم نوری در رد چشمهایت
  • السلام علیک یا امیرالمومنین  
    • غزلهای عاشقی
    • راهیان نجف اشرف
    • سایدا
    در هدیه تولد
  • السلام علیک یا امیرالمومنین  
    • غزلهای عاشقی
    • راهیان نجف اشرف
    • سایدا
    در رد چشمهایت
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در قصه ی دلتنگی
  • السلام علیک یا امیرالمومنین  
    • غزلهای عاشقی
    • راهیان نجف اشرف
    • سایدا
    در قصه ی دلتنگی
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در دل روی دل برایت حرم میسازیم
  • تسنیم  
    • تسنیم
    در به نیت فرج مولا
  • ... در به نیت فرج مولا
آبان 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

تسنیم

همه ی مطالب به قلم خودم هست. من عاشق نوشتن هستم. یک زن که عاشق زنانگی و زندگی است. این متن ها از دل یک عشق بزرگ سرازیر شده اند.

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

پیوندهای وبلاگ

  • بخوان با ما
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان